بهمن هشتاد و شش

دلم تنگ شده
تنگ مثل قلب کوچک گنجشک در سرما مونده
مثل آرزوهای جوانهء زیر برف یخ زده
مثل دلت که تنگ ست برای جا دادن به من
دلم تنگ شده .....می فهمی
آفتاب پشت پنجره سرده... درست شبیه دستهام و اشکهام و واژه هام
یاد صدای خنده های تو
این شب تاریک بی ستاره و بی خوابی و آرزوی مرگ
و خدایی که نیست....نیست....کنار قلب بی قرار من نیست
دلم تنگ شده
هیچ چیز شبیه خودش نیست
جز تو که مثل همیشه مغرور و ساکت و مغمومی
هیچ چیز حتی خودم
و حتی این دلتنگی هم
امشب دلم برای تو و خواب مرگ بی قراره
برای فقط یکبار ....فقط یکبار دیگه صداتو شنیدن و رفتن
فقط یکبار
فقط یکبار

No comments:

Post a Comment