ضرب آهنگ روزها تندتر شده
مثل تپش هاي قلبم
مثل گامهاي تو
كه مي روي و مي روي هميشه مي روي
بي هيچ توضيحي يا تاملي
انتظار روز آخر در ذهنم انگار چيزي ست، تلخ و چغر
ميان دندانهايم كه شب و روز
به هم ساييده مي شوند
دهاني كه تمام رنجها را مي جود
تا كسي به لبخندش شك نكند
تا به رفتن هاي بي دليل خرده نگيرد
تا شيارهاي چروكيده كنار چشمانش از اشك نسوزد
تا خيلي چيزها
تا اين تپشها ميان چند تكه استخوان مدفون شود
تا خيلي حرفها
تا هيچ گله اي نباشد و هيچ پايي نلرزد
اين روزها مي دوند
...با اضطراب و بيدارشبي هايي مكرر
اين روزا دهانشان كج شده ،بس كه به روي من دهن كجي كردند
اين روزها با گامهايي سخت استوار و بلند
به انتهايي سر ميكشند
كه پايانش سالهاست كه مرده است
No comments:
Post a Comment